محمد سعيد جانب اللهى

178

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

يكى مىگفت : « چه حصارى مىكشى » ؟ اولى جواب مىداد : « حصار مريم و عيسى ، حصار خديجه كبرى و فاطمه زهرا ، حصار حوا » و بالاخره نام نوزاد و مادرش را مىگفت و بعد آن دو سيخ را توى آتش داغ مىكردند و به آب مىانداختند و آب آهن گداخته را به زائو مىخوراندند و اين آب را « حصار آب » مىگفتند ( كتيرايى : 72 - 73 ) . 3 . در طالب‌آباد حاضرين در اتاق زائو تا شب ششم زايمان كه شب خير است مىتوانند آزادانه نزد زائو آمدوشد كنند ، ولى زنانى كه در آن زمان در اتاق نبوده‌اند حق ورود به اتاق زائو ندارند ، مگر اينكه قبل از ورود آنان بچه را از اتاق بيرون ببرند و بعد از ورود آنان بازگردانند . در شب ششم براى زائو اسفند زيادى دود كرده و با سوخته‌هاى آن دور هر دو مچ دست زائو را با خطى سياه كرده و بر پيشانى او نيز خال مىگذارند تا از آل‌گرفتگى مصون بماند . همچنين با زغال يا گچ دورتادور اتاق زائو را سه دور خط مىكشند ، در حال خط كشيدن بين او و يكى از حاضرين پرسش و پاسخى به اين مضمون صورت مىگيرد : پرسنده : « چه مىكنى ؟ » جواب : « خط مىكشم . » « براى كى ؟ براى مريم با بچه‌اش » و او مىگويد : « بكش كه مبارك باشد » ( صفىنژاد : 426 - 427 ) . دفع شر از نوزاد 1 . در بختيارى براى دفع شر از نوزاد يك لنگهء گيوهء كهنه با يك سر پياز و قدرى خاكستر كه قبلا نم داده و آماده كرده‌اند ، به نخ مىكشند و به سر در حياط منزل آويزان مىكنند ( ممبينى : خوشه ، ش 6 ) . 2 . بين ارامنه اصفهان رسم است كه اگر زائو بميرد ، نوزادش را قنداق كرده در حين تشييع به روى جنازهء وى قرار مىدهند و معتقدند كه درد و بلاى كودك را به دل خواهد برد ( قوكاسيان ، خوشه ، 16 ) . 3 . زنى از ارامنهء اصفهان اگر از خانهء زائويى به خانهء زائوى ديگرى برود ، يك تكه نان همراه خود مىبرد و به او مىدهد و اگر به خانهء دوم برود ، همين عمل را بايد تكرار كند ( همان‌جا ) . 4 . ناپرهيزى : در ميبد براى اينكه بچه ناپرهيزى برندارد ( يعنى جن‌زده نشود ) استخوان مار « 1 » يا صدف ( كه در گويش محلى به آن . . . كلاغ مىگويند ) و « چشم من نكو » به لباس يا كلاه بچه مىدوزند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . چله‌برى در بين ارامنهء اصفهان وقتى دو زن تازه‌زا به هم رسيدند ، بچهء يكديگر را شير مىدهند كه چلهء

--> ( 1 ) . كه براى دسترسى به آن بايد مارى را كشته ، لاشهء آن را در كوزه دفن كنند ، و بعد از چند ماه آن را از زير خاك بيرون آورده استخوان‌هايش را جدا كنند .